این دومین سالی هست که روز تولدت رو بدون خودش بهش تبریک میگم
لیلا
چقدر دلم می خواست روز تولدت ببینمت اومدم توی کوچتون چقدر دلم میخواست کوچتون رو گلباران کنم برات
اما افسوس....
چند روزه با خودم کلنجار میرم واسه نوشتن
با خودم میگفتم چه سود وقتی نخونه
چه فایده وقتی میدونم وبلاگ رو نگاه نمیکنه و من رو اصلا فراموش کرده
اما باز دل لامصبم طاقت نیاورد
لیلا
چن روز پیش بعد ازمدتها دیدمت با خواهرت توی بازار
دورا دور نگاهت کردم
لیلا
تولدت مبارک
مشق نام لیلی...